ناديدنی
در تاريکی چهرهی ديگری داری
دوست داشتی هستی
وقتی تو را نمی بينم
اسير در آزادی خويش.
خودم را ماهرانه دريبل می دهم
به خودم گل می زنم
فريادهای شادی
از سوی شيطان های کوچک.
اما حالا تورا با خودم اشتباه می گيرم
يا با کس ديگری،
يا با خودم.
تو هم مثل منی؟