" قمارخانه "
ديروز
طاسی با خالهای کور بود
بد ريخته شد
ولی
بدريخت نشد
امروز
اسبی بالدار است
بر شانهی دختری
در يک تابستان قطبی
زود می گذرد
و پياده ها را
در خانههای شطرنجی اين خيابان
مات می کند
فردا چی؟
فردا را
حافظ رند هم که باشی
دريک دست بازی ورق
می بازی